مقدمه‌ای بر نیایش
«مقدمه‌ای بر نیایش» نوشتاری از رضا بهشتی معز

تعریف و تاریخ دعا

دعا کنشی عبادی است، کنشی که در ان نیایش‌گر با بیانی هدف‌مند در پی ایجاد ارتباط با نقطه‌ای است که به سرنوشت او گره خورده است. دعا ظهوری نمادین از رابطه انسان با امری متعالی است. این یک تعریف مرسوم و تا حدودی استاندارد از دعاست.

در یک چشم‌انداز پدیدارشناسانه، دعا بیان نیازی است که انسان را بسوی راه حل می‌راند. ایمان راه ممکن را نشان می‌دهد و دعا را به‌بیان ضروری، منطق درونی و خواندن، فراخواندن و استمداد مسلح می‌سازد. با دعا نیاز در ناب‌ترین شکل آن و در قالبی شایسته عرضه به معبود، شکل می‌گیرد.

در تعریف دیگر، دعا نیرنگ انسان در اظهار ناتوانی‌اش  برای آگاهی از قدرت خویش است که در برابر قدرتی ناپیدا و بزرگتر با بیانی رمزآلود و در زمان استیصال شکل می‌گیرد. (دانشنامه یونیورسالیس ذیل مفهوم دعا)

زبان دعا زبانی شکسته و برهنه است، زبانی خالی از پیچیدگی و سراسر انکسار. این زبان به زبان اطفال نزدیکتر است و شاید از همین روست که عالم کودکان به عالم عصمت شبیه شده است، مناجات موسی و شبان مولوی بیان شفاف این مدعاست، آدمی به پاکی و سادگی یک کودک با معبود خود نجوا می کند.

وجه تشابه کودک و انسان نیایش‌گر "نیاز" است، وجود طفل سراسر نیاز است و بیان او بیانی حاکی از تعلق و وابستگی است. شاید تفاوت عمده این دو آن است که انسان بالغ می‌داند که با شیوه‌های بیانی و بلاغی به مقصود نزدیک‌تر است، و قدرت معنا و حوزه واژه را بیشتر از کودک می‌شناسد.

انسان عصر جدید با عقل خودنقاد از طفولیت وجودی فاصله گرفته و بگمان خویش بالغ شده است  و خود را جز به‌خود نیازمند نمی‌بیند. برای او دعا توهمی فراطبیعی‌ست  و به کار ارضای تمناهای ذهنی و آرزوهای آدمی می‌آید و بس. از همین‌روست که لئون برونشویگ فیلسوف فرانسوی اوایل قرن بیست معتقد است که "ایمانی برپایه برد فراطبیعی دعا، از ساختار ذهنی ناشی می‌شود که رویاروی وجه عقلانی اندیشه بشری است."

در این منطق، دعا امری بازدارنده است، عاملی که ما را بسوی مشیت‌گرایی می‌راند و مشیت‌گرایی برازنده انسانی که خود را در این عصر بر انجام هرکاری قادر می‌داند، نیست.   با این همه در همین عصر جدید هم فیلسوفان فراوانی بوده‌اند که دست کم به مشروعیت نوعی از دعا اعتقاد دارند. کانت سرسلسله فیلسوفان مدرن مغرب زمین که استمداد انسان از هر منبع خارجی را تحقیر می‌کند به روح دعا یعنی "توجه همراه در اعمال" و نیز حالت ستایشی که نیایش نسبت به حکمت بالغه الهی در آفرینش خرد و کلان این جهان دارد، باور دارد. (کانت - دین در محدوده عقل ناب)

اما آنچه فیلسوفان (به ویژه در عصر جدید) در دعا می‌جویند و باور دارند، دعا به مثابه کنشی روانی است که می‌تواند اسباب اعتلای جان و روح انسانی به‌سوی ارزشهایی متعالی شود. نمونه این باور را می‌توان در رساله "ایمان فلسفی" یاسپرس فیلسوف آلمانی دید. یاسپرس  در این رساله با نگاه توامان و دوگانه اگزیستانسیل و تومیستی (منسوب به سن توماس حکیم الهی‌ قرن سیزده میلادی) به مسئله تعالی و امر متعالی می‌پردازد و به محدودیت‌های وجود انسانی در ارتباط با امر متعالی اشاره می‌کند. او در همین رساله می‌نویسد: ... دعا در مرز اندیشه فلسفی است، دعا امری فلسفی می‌شود آنگاه که هر رابطه‌ای منسوب به الوهیت محو می‌شود.

شاید با بررسی متون مقدس و رویکرد انسان قدیم و جدید به این متون، بتوان به این معنا دست یافت که اگر نیاز رانه یا محرک  اصلی انسان به سوی دعاست، چندوچون این محرک برا ی دو انسان قدیم و جدید فرق کرده است. نیاز انسان گذشته بیشتر در عرصه "طبیعت" قابل شناسایی است و نیاز غالب انسان جدید را می توان در حوزه "معنا" خلاصه کرد. پژوهش‌های "میرچا الیاده" اندیشمند رومانیایی روزگار ما در این زمینه بسیار مغتنم و اشارات او راهگشاست.

انسان تک بعدی عصر جدید بدنبال ریشه‌های معناست تا خود و مشکلات خویش را در ان شناسایی کند. شناسایی منابع نیروی جهان هستی که عقل کشاف بشر بدان دسترسی ندارد و ناگزیر مخالف اوست می تواند به انسان آرامش ببخشد. همین انسان چون با نیاز سنتی و در نتیجه آرامش سنتی قطع رابطه کرده است با شعر، رقص، آواز، حرکات موزون و هارمونی‌های موسیقایی، گونه جدیدی از دعا را آفریده است که به آن "دعای عرفی شده" یا "نیایش سکولاریزه" می‌گویند.  اینکه گونه‌های جدید نیایش در مقام مقایسه با گونه‌های قدیم چه میزان آرامش می‌تواند برای انسان به ارمغان اورد و تا کجا می‌تواند او را به مرزهای استعلا نزدیک کند، نیازمند پژوهشی جداگانه است.

بنابراین، در تعبیری وسیع از دعا همه آنچه که در جستجوی "خیر" به گفتگو با معبود می‌انجامد، دعا خوانده می‌شود. برین سیاق همه نمازها از واجب و مستحب، مقدمات و مقارنات آنها تا اذکار و اوراد و گاه برخی اشعار به عنوان دعا تلقی شده است. گرچه شان و مرتبت هریک از این حرکات با دیگری متفاوت است ولی از انجا که متضمن گفتگو با نیرویی سرمدی است، در حوزه دعا جای گرفته است.

 مفهوم گسترده دعا را میان دو حوزه نیایش آئینی و نیایش غیرآئینی هم می‌توان تقسیم نمود. نیایش‌های آئینی اغلب نیایش‌هایی مستند به قرآن و یا کتب مقدس اولیه است که همچون نماز مورد تشریع قرار گرفته و آداب انجام آن به‌تدریج آن را به صورتی نهادین یا فقهی دراورده و گاه آن را در جایگاه یکی از پایه‌های اصلی دین نشانده است.

نیایش‌های غیرآئینی همچون بسیاری از ادعیه، اوراد و اذکار مجموعه‌هایی رسیده از بزرگان هر مذهب است که بسته به مورد نیاز در گرو اراده فردی و آمادگی درونی نیایش‌گر و توان آزاد او برای اجرای آنهاست. برخی از این نیایش‌ها خود بعدها در چنبر ایین‌های گروهی و صنفی گرفتار امده و برای خود آداب و اطواری یافته‌اند، همچون اوراد و اذکار صوفیانه.

از منظر دیگری من دعا را به دو قسم دعای راز و دعای نیاز تقسیم می‌کنم. دعای راز نیایشی است که از سر راز ورزی و عشق بازی با معبود برخاسته و از کیفیت کاسبانه تهی‌ست. دعای نیاز محصول طلب نیازمندی است که به درگاه غنی حمید امده است. با این همه، تفکیک این دو جنبه در دعاها امری ساده نیست و چه بسیار نیایشی که از سر راز ورزی و عشق بازی آغاز می‌شود و با نیاز و طلب درهم می‌آمیزد و گاه بعکس. نمونه برجسته آن سوره فاتحه‌الکتاب است.

هم‌چنانکه در چندوچون "دعای راز" عارفان بزرگ قلم‌ها فرسوده و اشاراتی نموده‌اند، در "دعای نیاز" نیز منازعات کلامی و جدال مذاهب، دکترین‌های مختلفی آفریده است که به پاره‌ای از انها کوتاه اشاره می‌کنم.

جدال بزرگ این حوزه که به مسئله اراده خداوند و آثار ناشی از آن پیوند می‌خورد را می‌توان در رویارویی دو گرایش اشعری و معتزلی دید. معتزله که به خردورزی در جهان اسلام شهره‌اند تنها به نماز و دعا در مقام ستایش خداوند قایل بوده و منکر فایده و کاربرد دعای طلب بودند، بدان سبب که با مرتبه استعلای الهی که در مقام توحید آمده در تنافی است. اشاعره اما در این زمینه قایل به تفصیل شده و میان اراده ثابت و مشروط خداوند تفکیک می‌کردند. اراده مشروط الهی همان بود که به دعای بندگان بسته بود و می‌توانست با دعایی تغییر پذیرد. بعدها فلاسفه مسلمان هم فارغ از پذیرش تاثیر نیایش‌های آیینی همچون نماز در توحید و شناسایی خداوند، تلاش می‌کردند به دعا بُعدی عقلانی داده و تاثیر آن را در چرخش اجرام سماوی و تحولات آسمانی تببین کنند.

     جز ابعاد کلامی مجادلات مورد اشاره، از این نکته نمی‌توان غفلت کرد که تکیه افراطی بر دعای طلب و عرضه مشیت‌گرایانه و دایمی نیاز نزد خدای دانای توانا تاکنون تجربه‌های ناخوشایندی در تاریخ مذاهب آفریده است. کاستن از قدرت اراده انسان، تنبلی و تقدیرگرایی محض از جمله آثار بارز این نوع گرایش است که به نوبه خود و بطور طبیعی به رونق دستگاه واسطه‌گری دینی و دکان‌داری مذهبی می‌انجامد.

برخی گرایش‌های صوفیانه، نقل‌گرا، اخباری و تقلیدی در جهان اسلام و جریان عرفانی "کیه تیسم" Quiétisme   در اروپای مسیحی قرن هفدهم (ریشه آن البته به اروپای قرون میانه باز می‌گردد) که خداشناسی اصیل را از راه عرفان انفعالی تجویز می کرد، از جمله این موارد است.

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم مرداد 1393ساعت 22:1 توسط عماد محصل یزدی |

درسی از "اقیانوس ایستاده" تاریخ

اولین رویارویی جدی من با نهج البلاغه به سال ۵۷ بر می‌گردد که همه جا سخن از علی و آرمان حکومت علوی بود. زان پس، اگر هم آرمان‌های دیگر رنگ باخت، هرگز یک آرمان فراموشم نشد و آن هم خواندن و بازخواندن و تدریس این کتاب و کوشش برای فهم لایه لایه های آن بود که بخشی از شخصیتی را به نمایش می‌گذاشت که به تعبیر زیبای موسوی گرمارودی اقیانوسی عمود بر زمین(۱) است. شاید بیش از صد بار آن را دوره کردم و خطبه ها و نامه‌های متعدد آن را حفظ کردم و به خاطر سپردم. با این همه، هنوز برایم تازگی دارد این کتاب.

امروز خواستم به مناسبت نکته‌ای از این کتاب نقل کنم. به نسخه‌ جیبی این کتاب که حدود سی سال از عمرش می‌گذرد و تصحیح مرحوم صبحی صالح است، نگاهی انداختم. همه جایش را خط خطی کرده و علامت گذاشته‌ام. هرچه کردم بخشی را برگزینم، دیدم نمی‌توانم. با این همه، بخشی از وصیت امام درباره قاتل خودش مناسب به نظر آمد.

کشته شدن بزرگان و حاکمان همواره زمینه خوبی برای انواع تصفیه حساب‌های خونین سیاسی بوده است. این مسئله در ماجرای ضربت خوردن حضرت هم آشکار بود و اگر امام بر اثر آن ضربت از دنیا می‌رفت، چه بسا افراد زیادی به عنوان قاتل، معاون در قتل، زمینه‌ساز قتل و صدها وظیفه و پست شغلی، کشته می‌شدند. در این فضای مسموم بود که حضرت، به جای آن که از این مسئله برای قلع و قمع کردن خوارج بهره بگیرد، در انتهای وصیت خود خویشانش را از کینه‌کشی برحذر داشت و گفت:

«فرزندان عبد المطلب، مبادا خون مسلمانان را بریزید و بگویید: "امیر مؤمنان کشته شده است!" بدانید که جز قاتل من نباید کشته شود. بنگرید، اگر من بر اثر این ضربت او مُردَم، او را تنها یک ضربت بزنید و از مُثله کردن او بپرهیزید.» (نهج البلاغه، نامه ۴۷)

نگاهی به کینه‌توزی های رایج و فرهنگ انتقام‌گیری در سطح گسترده و احقاق بیش از حق، نشان می‌دهد که هنوز این درس ساده را فرانگرفته‌ایم و در گذشته جاهلی خود دست و پا می‌زنیم.

(۱). پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی شناختم

که عمود بر زمین بایستد…

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم تیر 1393ساعت 21:7 توسط عماد محصل یزدی |


حمله مرگبار به مراکز یهودیان در کانزاس آمریکا

حمله مسلحانه به یک مرکز دینی و یک خانه سالمندان یهودیان در ایالت کانزاس آمریکا سه کشته برجای گذاشته است.

پلیس روز یکشنبه (13 آوریل، 24 فروردین ) از وقوع تیراندازی در مرکز دینی جامعه یهودیان اوورلند پارک و خانه سالمندان «دهکده صلح» در نزدیکی آن مرکز خبر داد و اعلام کرد که سه نفر کشته شده‌اند.

در این واقعه، یک پسر نوجوان نیز زخمی شده است که در بیمارستان تحت مداوا قرار دارد.پلیس می‌گوید مهاجم را دستگیر کرده است.به گفته پلیس کانزاس، متهم مردی سفیدپوست است که در پارکینگ یک مدرسه ابتدایی در نزدیکی محل حملات دستگیر شد.

شبکه‌ ای بی‌ سی آمریکا می‌گوید که متهم، فرایزر گلن کراس، ۷۳ ساله، در گروه نژادپرست کو کلاکس کلان عضویت داشته است.این گروه به برتری سفیدپوستان اعتقاد و نیز به ضدیت با نژادهای دیگر، مهاجران و یهودیان شهرت دارد.پلیس می‌گوید که متهم اهل کانزاس نیست.

گزارش‌ها حاکیست که ویلیام لوئیس کورپوران و ریت گریفین، نوه ۱۴ ساله‌اش، در پارکینگ مرکز دینی یهودیان کشته شدند. هر دو قربانی مسیحی بودند.یک زن نیز در تیراندازی در خانه سالمندان کشته شد.

باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا طی بیانیه‌ای حادثه تیراندازی در کانزاس را «غم انگیز» توصیف کرده است.او وعده داد که از تمام توان دولت فدرال برای پیگیری پرونده و روشن شدن ابعاد ماجرا استفاده کند.

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393ساعت 8:45 توسط عماد محصل یزدی |

نمایش فیلم هالیوودی نوح زیر نگاه تند مسلمانان و مسیحیان

فیلم سینمایی «نوح» که هنوز در هیچ کشوری به روی پرده نرفته است از سوی الازهر و همچنین هیئت سانسور سینمای کشورهای قطر، بحرین و امارات متحده عربی به دلیل نمایش چهره حضرت نوح(ع) ممنوع اعلام شد. ادعایی دیگر نیز از نارضایتی برخی مسیحیان جهان از اکران این فیلم خبر می‌دهد. 

ادامه مطلب

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 8:36 توسط عماد محصل یزدی |

دانلود رایگان کتاب، ایران باستان

1. پرتویی از فلسفه ایران باستان، مولف: دینشاه ایرانی سلیسیتر دانلود

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم بهمن 1392ساعت 22:51 توسط عماد محصل یزدی |


دفتري براي دين پژوهي

شماره نود و سوم مجله «اطلاعات حكمت و معرفت» با عنوان دين پژوهي  ويژه دي ماه انتشار يافت. هژير مهري، دبير دفتر اين ماه مجله، در بخش سخن «دبير ماه» به بيان و بررسي تاريخچه يي از عنوان دين شناسي يا دين پژوهي مي پردازد. طبق توضيحات هژير مهري، پيش از رواج اين دو عنوان در امريكا اين مباحث با نام هاي ديگري مانند اديان مقايسه يي يا تطبيقي مطرح مي شدند. نخستين مطلب ارائه شده در بخش دفتر ماه اين شماره بلافاصله پس از سرمقاله، مصاحبه يي ا ست با مسعود جلالي مقدم از منيره پنج تني و علي بابايي با عنوان "دين پژوهي در يك نگاه".

دومين مقاله نيز گفت وگويي است با دکتر همايون همتي به نام «دين پژوهي از آغاز تا امروز». این گفتگو شامل نکات قابل توجه ای در مورد مباحث متنوع مطالعات ادیان مانند تحلیل تعاریف دین پژوهی، شناخت حوزه های جدید مطالعات دین پژوهی، قران پژوهی معاصر و بررسی رویکردهای جدید پژوهشگران خداناباور در اثبات تفکرات الحادی و ضد دینی می باشد. دکتر همایون همتی با اشراف کامل نسبت به پژوهش های اخیر الحادی،به طور خلاصه وار به بررسی دیدگاه های خداناباورانی مانند داوکینز، دنیل دنت و هاوکنینگ می پردازد. با وجود آنکه نظرات و دیدگاه های ایشان درمورد موارد مذکور در حد اشاره ای کوتاه و جزئی است اما اطلاعات مفیدی می توان از آنها به دست آورد.

نوشتار سوم بخش دفتر ماه با عنوان «تكثر روش شناختي در دين پژوهي» مقاله يي ا ست از جنيسن اندرسن و رابرت فورمن با ترجمه عليرضا رضايت و ... .

مجله اطلاعات حکمت و معرفت

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم بهمن 1392ساعت 11:35 توسط عماد محصل یزدی |


پاپ سابق 400 کشیش را خلع لباس کرده بود

این آمار از میان مدارکی که روز پنجشنبه (شانزدهم ژانویه) از سوی واتیکان به سازمان ملل متحد ارایه شد، استخراج شده است.

این نخستین بار است که واتیکان به طور علنی بابت شکایت‌های متعدد سوء رفتار جنسی کشیشان با کودکان مورد مواخذه قرار می‌گیرد.

نمایندگان این اصلی‌ترین نهاد مذهبی مسیحیان، روز پنجشنبه در برابر کمیته ای از سازمان ملل متحد در ژنو حاضر شدند و درباره علت مخفی نگهداشتن این مدارک و این که واتیکان برای پیشگیری از تکرار چنین وقایعی چه کرده، به سوالات پاسخ دادند.

با وجود این، مدافعان حقوق کودکان قربانی می‌گویند کلیسا هنوز به اندازه کافی در این باره "شفاف سازی" نکرده است.

'ننگ کلیسا'

فدریکو لمباردی، سخنگوی واتیکان، پس از انتشار این آمار توسط خبرگزاری آسوشیتد پرس، ابتدا آن را سوء برداشت از آمار و اسناد تفسیر کرد اما ساعاتی بعد در گفتگو با بی‌بی‌سی، اظهارات خود را اصلاح کرد و گفت که این آمار صحت دارد.

این آمار جدید نشان می‌دهد تعداد کشیشان خلع لباس شده در سالهای ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ عملا بیش از دو برابر تعداد آنها در سالهای ۲۰۰۸ و ۲۰۰۹ بوده است. در آن سالها واتیکان برای نخستین بار آمار کشیشان اخراجی را منتشر کرد و تعداد آنها را ۱۷۱ نفر برشمرد اما آمار جدید رقمی حدود ۴۰۰ کشیش را نشان می‌دهد که از تمامی القاب و امتیازات مذهبی خود خلع ید شده اند.

خبرگزاری آسوشیتد پرس همچنین گزارش کرده کلیسا پرونده ۴۰۰ کشیش دیگر را هم برای محاکمه در دادگاه تریبیونال واتیکان یا رسیدگی و برخورد اداری ارجاع کرده است.

پاپ بندیکت شانزدهم، در سال ۲۰۰۵ و هنگامی که اخبار تعدی جنسی گسترده کشیشان به کودکان برای نخستین بار علنی شده بود به عنوان پاپ ۲۶۵ ام سوگند یاد کرد.

با این حال، اوج اخبار مربوط به این رسوایی ها در سالهای ۲۰۰۹ و ۲۰۱۰ بود که اکنون آمار مربوط به خلع لباس‌ها هم موید آن است.

واتیکان در سال ۱۹۹۰ به معاهده حقوق کودک در سازمان ملل متحد پیوست اما از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۱۲ هیچ گزارشی از اقدامات این نهاد عالی مذهبی در ارتباط با حقوق کودکان به سازمان ملل متحد ارایه نشده بود.

ماه گذشته هم واتیکان از ارایه این اسناد به کمیته صیانت از حقوق کودکان سازمان ملل متحد سر باز زد و گفت این اسناد را تنها در صورتی که یک کشور مستقل آنها را برای رسیدگی قضایی به پرونده ای درخواست کند، تحویل خواهد داد.

پاپ فرانسیس که سال گذشته جانشین پاپ بندیکت شانزدهم شد، روز پنجشنبه (شانزدهم ژانویه) در مراسم موعظه ای، رسوایی جنسی پدران روحانی را "لکه ننگی بر دامن کلیسا" خواند.

او ماه گذشته اعلام کرد که واتیکان کمیته ویژه ای برای مبارزه با کودک آزاری در کلیسا تعیین کرده است.

+ نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1392ساعت 19:51 توسط عماد محصل یزدی |


دو نکته دربارۀ عاشورا


در روش‌شناسي جایگاه عاشورا، با چند مسئلۀ مهم مواجهيم، که مهم‌ترين آنها، این است که آیا روش عاشورایی، در سیره و شیوۀ پیشوایان دینی، قاعده است یا استثنا. به سخن دیگر، آیا امام صادق(ع) و امام باقر(ع) هم در پي مبارزه‌اي به روش عاشورا بودند و چون نتوانستند، روش‌هاي فرهنگی را برگزيدند، یا روش امام حسین(ع) نيز در صورت امكان و اختيار، همان روش امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود، ولی چون نگذاشتند، ايشان مجبور به تغيير روش شد؟ به عقیدۀ نگارنده، این سؤال، مهم‌ترین پرسشی است که عاشوراپژوهان باید به آن پاسخ بدهند. و تا موضع خود را در این مسئله روشن

يك. مرحوم محدث نوری(م1320ق) و مرحوم سید محمدباقر درچه‌ای(م1342ق) و سید محسن امین عاملی(نويسندۀ التنزیه فی اعمال الشبیه) نخستین فقهای بزرگ شیعه بودند که به‌طور گسترده و آشکارا با تحریفات عاشورا مبارزه کردند. در دورۀ ما نیز شهید استاد مطهری و استاد محمدرضا حکیمی، آسیب‌شناسی عاشورا را وارد مرحله‌ای تازه کردند. خط مشترک در همۀ این آسیب‌شناسی‌ها تصحیح گزاره‌های تاریخی و زدودن خرافات و نيز دميدن روح حماسه به مجالس عزاداري است. استاد محمدرضا حكيمي مي‌گويد: «به جز اينكه حسين(ع) در عاشورا شهيد شده است، عاشورا نيز [بر اثر تحريفات] در تاريخ شهيد شده و پيام اصلي عاشورا فراموش گشته است. پس در هر عاشورايي دو شهيد موجود است و بر هر شهيدي، نوحه‌اي واجب.»(جامعه‌سازي قرآني، ص88).

 

به گمان نگارنده، مسئلۀ اصلی در تحریفات عاشورا، گزاره‌های غلط یا به‌اصطلاح روضه‌های دروغ نیست؛ بلکه مهم، ريشۀ اين دروغ‌ها و گزافه‌هاي بي‌فايده است. اكثر تحریفات و آسیب‌ها، دو سرچشمۀ اصلی و همیشه‌جوشان دارد:

 

1. نپرداختن به مسائل اصلی عاشورا.

مي‌توان گفت: آسیب اصلی در «گفته‌ها» نیست؛ در «نگفته‌‌ها» است. اهل منبر و ذاکران و مداحان، معمولا در مجالس عزاداری براي امام حسين(ع)، مسائل خاصی را مطرح می‌کنند، از جمله فسق یزید، مظلومیت امام(ع)، قساوت شمر و ابن سعد و مانند آنها. این موضوعات و مسائل، هماره و با حجم فراوان در همۀ منبرهای عاشورا بیان می‌شود؛ در حالی که مسائل مهم و اصلی عاشورا اینها نیست. به همین دلیل آسیب‌شناسی عاشورا را باید از «آنچه نمی‌گویند» شروع کنیم، نه از چیزهایی که می‌گویند. تحریفات اصلی عاشورا، مبالغه در قدرت حضرت عباس(ع) یا غلو در شمار کشتگان کوفه نیست. تحریف اصلی، جدایی انداختن میان روح و کالبد عاشورا است. مثلا مادحان و سخنرانان در ایام عاشورا، وقتی می‌خواهند از زشتی اعمال یزید بگویند، به بوزینه‌بازی و شراب‌خواری او اشارات بلیغ دارند، اما اجبار به بیعت و پيمان‌شكني و نقض صلح‌نامۀ امام حسن مجتبي(ع) و سلب آزادی از مخالفان که زشت‌ترین کارهاي یزید بود و همان‌ها امام(ع) را به قیام واداشت، جایگاه مهمی در سخنرانی‌ها ندارد. از وعدۀ حکومت ری به ابن سعد، فراوان می‌گویند، اما از انگیزۀ دینی کوفیان برای جنگ با حسین چندان نمی‌گویند. می‌دانیم که همۀ لشکريان كوفه، به هوس غنائم جنگی یا وعدۀ زر و سیم، به کربلا نیامده‌ بودند؛ بلکه بيشتر آنان، جنگ با حسین را واقعا جنگ با مخالف اسلام و دین خدا می‌دانستند و حسین را آقازاده‌ای می‌پنداشتند که می‌خواهد از نسبتش با پیامبر(ص) سوء‌استفاده کند و قدرت را به دست گیرد! مشكل اصلي کوفیان نه پیمان‌شکنی آنان بود و نه دنياپرستي‌شان. مشكل آنان فریب‌خوردگی و اعتماد به نشانه‌های جعلی بنی‌امیه بود. فتوای قضات بلندپايۀ حکومتی، مانند شریح، و هیاهوی سخنرانان مذهبی در مساجد کوفه و سوء‌استفادۀ ابن زیاد از زبان و شعائر دینی، آن چاه مهیب را برای مسلمانان کَند و شايد بسیاری از آنان که اکنون برای حضرت سيدالشهداء(ع) عزاداری می‌کنند، اگر آن روز در کوفه بودند، در دام والی کوفه می‌افتادند و با همین شوری که الان عزاداری می‌کنند، آن روز با حسین(ع) می‌جنگيدند.

 

انگیزۀ دینی و اعتقادات مذهبی کوفیان، در همۀ رجزخوانی‌ها و شعارهایی که می‌دادند، پیدا است. امام سجاد نیز، چندی پس از عاشورا، فرمود: «کلٌ یتَقرّبونَ إلی اللهِ بِدَمِه؛ یعنی خون پدرم را ریختند فقط برای نزدیک‌تر شدن به خدا.»( بحارالانوار، ج۴۴، ص۲۹۸). سخنرانان و مداحان باید برای مردم توضیح بدهند که چه دست و حجمی از تبلیغات حکومتی باعث شده بود که مؤمنان چنین خطایی بکنند و قساوت با حسین و خاندانش را به جایی برسانند که تاریخ همچنان انگشت حیرت بر دهان دارد. فقط انگیزه‌های غير مادي می‌تواند مردمی را به این‌ مقدار از جدّیت و سلحشوری برساند که هیچ رحمی به مخالفان خود نکنند. چرا امام حسین بیش از 72 نفر را(نصف آنها هم از خاندان و خویشان امام بودند) نتوانست همراه خود کند؟ اگر دلیلش دنیازدگی مردم باشد، به این معنا است که اسلام پس از 61 سال، بیش از 70 نفر را نتوانست متوجه آخرت و معنويت كند، و اگر دلایل دیگري دارد – که دارد – آن دلایل چیست؟ چه فرهنگ و تصوری از حکومت بر ذهن و فکر مردم حاکم شده بود که به آن راحتی فریب دستگاه‌های تبلیغی اموی را خوردند و فرزند پیامبرشان را قربتاً الی الله(نه برای دنیا) کشتند؟ در سخنرانی‌ها به‌تفصیل دربارۀ شجاعت و رشادت حسین و یارانش می‌گویند، اما از کوشش بسیار و شگفت امام برای جلوگيري از جنگ و پرهيز از خون‌ریزی، كمتر می‌گویند و اشاره‌وار از آن می‌گذرند. مسائل اصلی عاشورا اینها است، نه میمون‌بازی یزید یا زیبایی علی‌ا‌کبر(ع) یا بی‌وفایی کوفیان یا قساوت شمر و سنان.

 

2. بيرون آوردن عاشورا از جايگاه اصلي‌اش.

سال‌ها و بلكه قرن‌ها است كه دانشمندان دين‌آگاه و دردمند مي‌كوشند كه خرافات و تحريفات را از عاشورا بستُرند؛ اما شوربختانه تا كنون توفيق چنداني رفيق آنان نگشته است. وقتي كسي مانند استاد مطهري، فرياد زد و از ذاكران و سخنرانان خواست كه عاشورا را به داستان‌هاي سست و بي‌پايه آلوده نكنند، با جايگاهي كه وي در جامعۀ ديني ايران داشت، گمان مي‌رفت كه پس از اين، از شمار و حجم نابايسته‌ها و تحريفات كاسته گردد؛ اما چنين نشد؛ چنان‌كه كوشش اخلاف و اسلاف وي نيز چندان به ثمر ننشست. چرا؟ پاسخ اين است كه ما عاشورا را قبض روح كرده‌ايم و به كالبد آن قناعت ورزيده‌ايم. از سوي ديگر مي‌دانيم كه كالبد بي‌جان طعمۀ جانوران مي‌شود. هر مقدار هم جانوران و حشرات موذي را از آن دور كنيم، باز به آن هجوم مي‌آورند و تكه‌هايي از آن را به دندان مي‌گيرند. اما موجود زنده، مي‌تواند از خود در برابر مهاجمان دفاع كند و طعمۀ ماران و موران نشود. عاشورا در ميان ما نيز چنين سرنوشتي يافته است. مردمي كه روح حق‌طلبي و عدالت‌خواهي و سلحشوري را از عاشوراي حسيني گرفته‌اند، آن را همچون كالبدي بي‌جان كرده‌اند و كالبد بي‌جان، همچون سفره‌اي رنگين است براي انواع آفت‌ها و آسيب‌ها. هر آفتي را هم كه از آن دور كنيم، آفت و آسيبي ديگر بر آن حمله مي‌آورد. تا آنگاه كه عاشوراي ما غير از عاشوراي حسين است، هدف آسيب‌هاي بي‌شمار و آفت‌هاي مرگ‌بار است و هرگونه آفت‌زدايي از آن، بيهوده است؛ زيرا جسم‌ بي‌جان، گريزي از موران و ماران ندارد.

 

دو. مهم‌ترین مسائل نظری عاشورا، «هدف‌شناسی» و «جایگاه‌شناسی» است. دربارۀ موضوع اول، کتاب‌ها و مقالات بسیاری نوشته‌اند؛ اما متأسفانه دربارۀ جایگاه‌ عاشورا در تفکر دینی، بيشتر به زبان شعر و شعار، سخن رفته است و تحقیق مهمي در اين زمينه سامان نيافته است.

 

دربارۀ جایگاه‌شناسی عاشورا، از دو منظر مي‌توان سخن گفت: محتوا و روش. محتوای عاشورا، بیعت نکردن با ظلم، اقدام عملي علیه حاکم جائر، امر به معروف و نهي از منكر و اصلاح امور امت اسلام است. محتواي عاشورا را بهتر از هر جا مي‌توان در وصيت‌نامۀ امام(ع) ديد كه خطاب به محمد بن حنفيه است. از این منظر، جایگاه عاشورا، پهلو به پهلوی عرش می‌زند و نمونه‌ای درخشان از آزادگی و دليري پیشوایان دینی در همۀ ادیان است.

 

در روش‌شناسي عاشورا، سخن از شيوه‌اي است كه امام حسين(ع) براي مقابله با ظلم برگرفت و تا آخرين قطرۀ خون، به آن شيوه، وفادار ماند. روش امام حسين(ع) به گواهي عاشورا، قيام مسلحانه بود. بنابراين مي‌توان گفت عاشورا اگرچه در محتوا تفاوتي با صلح امام حسن نداشت؛ اما در روش، با آن متفاوت است و اين تفاوت، محصول شرايط زماني و رخدادهاي غير منتظره است.

 

در روش‌شناسي جایگاه عاشورا، با چند مسئلۀ مهم مواجهيم، که مهم‌ترين آنها، این است که آیا روش عاشورایی، در سیره و شیوۀ پیشوایان دینی، قاعده است یا استثنا. به سخن دیگر، آیا امام صادق(ع) و امام باقر(ع) هم در پي مبارزه‌اي به روش عاشورا بودند و چون نتوانستند، روش‌هاي فرهنگی را برگزيدند، یا روش امام حسین(ع) نيز در صورت امكان و اختيار، همان روش امام باقر(ع) و امام صادق(ع) بود، ولی چون نگذاشتند، ايشان مجبور به تغيير روش شد؟ به عقیدۀ نگارنده، این سؤال، مهم‌ترین پرسشی است که عاشوراپژوهان باید به آن پاسخ بدهند. و تا موضع خود را در این مسئله روشن نکنند، در عاشوراپژوهی راه به جایی نمی‌برند.

 

دیدگاه غالب این است که عاشورا، قاعده است و غیر آن، استثنا و از روی ناچاری؛ یعنی امامان بزرگوار(ع) همه قصد قیام عاشورایی داشتند اما چون زمینه و زمانه را مساعد نمی‌دیدند، به درس و بحث و گفت‌وگو با مردم و كار فرهنگي مشغول ‌شدند. در مقابل، گروهي معتقدند که رسالت اصلی پیشوایان دینی و معنوی، کار فرهنگی و زیرساختی است؛ مگر اینکه مبارزۀ فیزیکی و رو در رو و مسلحانه بر آنان تحمیل شود. اين دو گروه، عاشوراي سال 61 را گريزناپذير مي‌دانند؛ اما يكي، آن را روش عمومي ائمه(ع) مي‌شمارد و ديگري معتقد است كه اگر بيعت را بر امام حسين(ع) تحميل نمي‌كردند و اگر خليفه كسي بود كه امكان مدارا با آن وجود داشت، امام ترجيح مي‌داد كه در جبهۀ فرهنگي و انسان‌سازي فعاليت كند و به جاي قبضۀ شمشير، قلم در دست بگيرد.

 

دلایل گروه اول: برخی احادیث، وقوع عاشورا و ضرورت مبارزۀ سياسي و نظامي و رودرو با ظلم و انحصار مشروعيت در حكومت منصوص از جانب خدا.

 

دلایل گروه دوم: برخی دیگر از احادیث، سیرۀ عمومی امامان(ع، پیامبران(ع) و مصلحان، و کم‌فایدگی تغییر حکومت‌ها از راه جنگ و شورش، بدون تغییرات بنیادین فرهنگي در طبقات زيرين و مياني اجتماع. دليل ديگري كه اين گروه مي‌آورند اين است كه گرایش‌های زیدی و کیسانی(به‌ویژه شاخۀ مختاریون) تأثیر بسیاری بر شكل‌گيري گرایش اول داشته و از آنجا به ميان شيعيان اثني عشري آمده است.

 

به هر روي، اين دو ديدگاه، اگرچه ظاهرا مقابل يكديگرند، هر دو تكرار عاشورا را گاهي نياز و ضرورت اصلاح جامعۀ ديني مي‌شمارند و در ضرورت آن ترديد ندارند، و نيز مي‌كوشند بيشترين استفادۀ معنوي و اجتماعي را از آن بكنند.



+ نوشته شده در شنبه هجدهم آبان 1392ساعت 19:25 توسط عماد محصل یزدی |


دانلود رایگان کتاب، دین پژوهی

5. پژوهش در ناگزیری مرگ گیل گمش   مترجم: جلال ستاری   دانلود



+ نوشته شده در شنبه چهارم آبان 1392ساعت 21:46 توسط عماد محصل یزدی |



علويان کيستند؟

برخي معتقدند علويان پاره‌ای جدا افتاده از شیعیان هستند و مي‌توان اشتراکاتی هم‌چون اعتقاد به دوازده امام را به میان کشید اما برخي ديگر معتقدند اختلافاتي از نظر اعتقادی و آیین‌های دینی میان این دو گروه مذهبی وجود دارد. اختلافاتی هم‌چون عدم به پا داشتن نماز از سوی علویان، نگاه غلوگونه علویان به امام علی (ع)، گرایش‌های صوفیانه در میان آنان و . .


رچه علویان ترکیه هم‌اکنون حس همدلی خاصی با ایرانیان به عنوان شیعیان ندارند، اما محبت به اهل‌بیت(ع) به‌ویژه قرار گرفتن بارگاه حضرت امام رضا(ع) و در مرتبه بعد مزار و بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی در ایران و این که زادگاه و خاستگاه حاجی بکتاش ولی از بزرگان علوی در نیشابور ایران بوده است، می‌تواند به عنوان وجوه اشتراک ایران و علویان مطرح شود. از دیگر سو نیز ارادت علویان به شاه اسماعیل صفوی، عمادالدین نسیمی و ملا محمد فضولی به عنوان سه تن از هفت شاعر مورد احترام آنان از دیگر وجوه اشتراک ایران و علویان است. در عین حال علویان توجه خاصی به سرزمین «خراسان» به عنوان خاستگاه خود و اندیشه‌وران‌شان دارند.

 
علویان قائل به چهارده معصوم و دوازده امام هستند. از میان ائمه(ع) بیش از همه به امام علی(ع)، امام حسین(ع) و امام صادق(ع) توجه نشان می‌دهند. 
 
برخی علویان نماز و روزه به جای می‌آورند و برخی چنین اعتقادی ندارند. هم‌چنین دوازده روز اول ماه محرم را روزه می‌دارند. عموم علویان به مسجد نمی‌روند و به جای آن در «جمع‌خانه» گرد می‌آیند و آیین‌های خاصی هم‌چون سماع به جای می‌آورند. 
 
علويان علي‌رغم جمعيت به نسبت فراوان خود کم‌تر مورد توجه مجامع علمي و دانشگاهي قرار گرفته‌اند. 
 
تأثيرات عقايد باستاني در علويان
در میان ترکان پیش از اسلام، شمن‌گرایی، توتم‌گرایی، مانویت و مسیحیت نیز کم و بیش رواج داشت. دو رساله از رسالات مقدس دین مانی، به زبان ترکی اویغوری از گذشته‌هاي دور بر جای مانده است. در آسیای میانه به این زبان نزدیک چهل هزار قطعه متن مانوی نیز کشف شده است. باورهای اصلی ترکان باستان همان گؤی‌تانری‌ پرستی بوده است که آن را دین قامایی نیز گفته‌اند. در کنار آن‌ها از توتم‌گرایی نیز باید سخن گفت که نشانه‌های آن هم‌اکنون در نقش‌های قالی ترکمن و قشقایی بر جای مانده است. 
 
تناسخ و گردش ارواح باور محوری در همه‌ی این کیش‌ها و آئین‌ها بوده است که هم اکنون در میان علویان، بکتاشی‌ها و اهل حق نیز چنین است. آداب و مراسم آئینی قامایی نیز در بین فرقه‌های فوق هم اکنون رواج دارد. از منابع اصلی تحقیق در این آئین‌ها، گذشته از کتیبه‌ها و سنگیادهای دشت اورخون و متون چرم‌نبشته اویغوری، می‌توان به بیاض‌ها و رسالات درون گروهی اهل حق، علویان و بکتاشیه اشاره کرد.
 
نُصيري‌هاي سوريه
گرچه نُصيري‌ها نيز از زيرمجموعه‌هاي علويان به شمار مي‌روند و اشتراکات بسياري با ديگر علويان دارند اما ظاهراً‌ آنان هيچ ارتباط تاريخي خاصي با يکديگر نداشته‌اند. عده‌اي معتقدند عقايد نُصيري‌ها به غلات شيعه بازمي‌گردد. عقايد آنان به نصير بن حمدان بازمي‌گردد. نُصيري‌ها همگي عرب‌زبان و در سوريه و نيز استان هاتاي و شهر آداناي ترکيه زندگي مي‌کنند. دوازده درصد از جمعيت سوريه را علويان تشکيل مي‌دهند. 
 
بکتاشيان آلباني
منطقه بالکان يکي از نقاط مهم دنيا است که از لحاظ مذهبي تنوع بسياري دارد و از گذشته‌هاي دور تا به حال به دليل گرايش‌هاي مختلف ديني،‌ مذهبي و قومي جنگ‌هاي مختلفي در اين منطقه شکل گرفته است. مسلمانان به جز در دوره عثماني،‌ در ساير دوره‌هاي تاريخي همواره تحت فشار حاکمان بوده‌اند.
 
ميزان قابل توجهي از مسلمانان آلباني را بکتاشي‌ها تشکيل مي‌دهند. آنان به اجبار حکومت عثماني به آلباني کوچانده شدند. با مراجعه به آثار مکتوب و گزارش‌هاي نويسندگان آلباني مي‌توان دريافت که حضور گروهي از خراسانيان به‌ويژه دراويش در آلباني، موجب شد تا فرهنگ ملي آلباني با خصوصيات ويژه شکل گيرد. بخشي از اين تأثير را مي‌توان در واژگان فارسي راه يافته به زبان آلبانيايي و برخي آداب و رسوم ايراني در فرهنگ آلباني دريافت.

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر 1392ساعت 8:10 توسط عماد محصل یزدی |

مطالب قدیمی‌تر