"شراب و پدیده فزونی گرفتن میخانه و بزم می در جامعه عربی اسلامی" نام کتابی از دکتر سلیمان حریتانی است که در 1996 میلادی توسط انتشارات "دار الحصاد" در سوریه منتشر شده است. درباره نویسنده اطلاعات چندانی در دست نیست.
کتاب "شراب و پدیده فزونی گرفتن میخانه و بزم می در جامعه عربی اسلامی" نوشته دکتر سلیمان حریتاني شامل مقدمه، هفت فصل و خاتمهای بسیار مختصر است: فصل اول: شراب در قرآن؛ فصل دوم: بررسی و نقد دلالت ها و احکام مفهوم نسخ؛ فصل سوم: شراب در احادیث و حلال شمرده شدن آن؛ فصل چهارم: میزان پایبندی دولت های اسلامی به تحریم شراب و اعمال مجازات مستی؛ فصل پنجم: فزونی گرفتن میخانه و بزم می در جامعه عربی اسلامی؛ فصل ششم: نقش دیر و کلیسا در گسترش بزم های می؛ فصل هفتم: ادبیات باده و پیمانه.
نویسنده در مقدمه، با استنادهای فراوان به اشعار عربی، جایگاه پراهمیت شراب در زندگی عربها را توضیح داده است. در آخرین بخش از مقدمه آمده که عربها شراب را افزون بر سرخوشی و مستی برای خوشطعمکردن آب شرب نیز استفاده میکردهاند؛ زیرا آب شرب عربها که از چاهها استحصال می شد شور و بدمزه بود و حتی اهل مکه نیز آب چاه زمزم را همینگونه برای خود تلطیف میکردند.
نویسنده فصل اول را با توضیح دقیق مفاهیم اولیه آغاز کرده و شراب و انواع آن را توضیح میدهد و این پرسشها را مطرح میکند: ـ آیا شراب به شکل مطلق حرام شده؟ یا بعضی انواعش حرام و بعضی انواع دیگرش حلالند؟ ـ چه کسی معتقد به حرمت شراب شده و در پس پرده تحریم شراب کدام بازیگران اجتماعی نقش داشتهاند؟ ـ از تحریم شراب کدام گروهها و نیروهای اجتماعی سود میبردند؟ ـ آیا دعوت به خودداری از نوشیدن شراب به معنای حرام بودن آن است؟ ـ آیا در گذر دورههای اسلامی مختلف تحریم شراب عملاً محقق شده است؟
حریتانی مینویسد: تحریم شراب در قرآن مربوط به دوره مکی نیست و در این دوره مسلمانان نیز مانند دیگران شراب مینوشیدهاند تا آنجا که خدا نیز شراب را همردیف دیگر نعمتهایش بر بندگانش دانسته است. "ومن ثمراتِ النخیل والاعناب تتخذون منه سکراً و رزقاً حسناً إن فی ذلک لآیةً لقومٍ یعقلون".
اما پس از هجرت و در مدینه، بهخاطر اعتیاد بسیاری از مسلمانان به نوشیدن شراب و مستی شدید وقایعی رخ داد، همچون اینکه مهاجران و انصار به میخوارگی مینشستند و سپس به تفاخر قبیلگی و نزاعهای خونین میپرداختند. برای مثال برخی جنگجویان مسلمان، در شب جنگ احد شراب نوشیدند و بهخاطر مستی شدید در جنگ کشته شدند. نویسنده همچنین از ماجرای نزول آیۀ نهی از نماز خواندن هنگام مستی مینویسد. وقایعی از این دست باعث نزول این آیات شد: "یا أیها الذین آمنوا إنما الخمر... رجس من عمل الشیطان فاجتنبوه... إنما یرید الشیطان أن یوقع بینکم العداوة والبغضاء فی الخمر..."
حریتانی در آخرین سطور این فصل مینویسد: جا دارد که ما میان بهره بردن از لذت نوشیدن کم و معتدل شراب و میان سقوط در چنگال اعتیاد و مستی شدید تمایز قائل شویم. سپس نتیجه میگیرد که از ظاهر آیاتی که دلیل تحریم شراب دانسته شدهاند، نه تحریم شراب ثابت میشود، نه نسخ آن آیهای که برای شراب فواید و منافعی را برشمرده، نه نسخ آن آیهای که نماز فرد مشروبخوار را صحیح دانسته.
حریتانی در فصل سوم مینویسد: از این وقایع روشن میشود که آن چیزی که نسبت به شراب رخ داده، تحریم همگانی و قاطع نبوده بلکه توصیهای به خود اشخاص بوده است به اجتناب از شراب، آن هم نوع سنگین و درصدبالا که موجب مستی شدید بوده نه شرابهای سبک. و این همان چیزی است که در قوانین دولتی امروزین نیز وجود دارد تا جامعه را از خطر اعتیاد به میخوارگی حفظ کنند.
حریتانی در ادامه درباره موضع مذاهب فقهی نسبت به تحریم شراب مینویسد: آنچه در حال حاضر واقعیت دارد توافق همه مفسران و فقیهان بر حرمت شراب است اما نکته این است که انتقال از "اجتناب" از شراب به "تحریم" آن و وضع مجازات برای شرابخوار یک توافق این جهانی و تاریخی است که بعد از عصر پیامبر و در ادبیات فقهی صورت گرفته است.
نویسنده در پاسخ به این پرسش که چه نوع شرابی حرام است؟ نظرات بعضی فقیهان را نقل میکند.
بعضی فقیهان مسلمان گفتهاند: شرابی حرام است که هم بجوشد و هم مستکنندگیاش شدید باشد. درهمینحال ابوحنیفه یک شرط دیگر را لازم دانسته تا یک شراب را بتوان حرام دانست؛ اینکه شراب به نهایت خلوص خودش برسد. {که این حالت فقط در مورد شرابهای تقطیر شده مانند عرق و وودکا رخ میدهد.} و همین فقیهان گفتهاند اگر این شروط در یک شراب نباشد حرام نخواهد بود. باز ابوحنیفه شرط دیگری اضافه کرده و با استناد به حدیثی از پیامبر، تنها شراب تهیه شده از انگور و خرما را حرام، و دیگر شرابها را حلال دانسته.
همچنین در فقه اسلامی چنین اختلاف نظری وجود دارد که آیا نوشیدن شراب حرام شده یا مستی؟ بعضی فقیهان مسلمان نوشیدن شراب را تا حدی که به مستی و زوال عقل نینجامد حلال دانستهاند. بعضی مفسران و فقیهان گفتهاند که حرمت یا حلیت شراب تابع میزان مستکنندگی (درصد الکل آن) و میزان استفاده از آن است. پس شراب اگر کمخورده شود و مست نکند حلال است. اکثر فقیهان کوفی و در رأس آنها ابوحنیفه چنین نظری دارند.
نویسنده در فصل چهارم درباره دوره خلفای راشدین مینویسد: در این دوره بسیاری مسلمانان پرهیزی از نوشیدن شراب نداشتند. از زمان خلفا و با نظر صحابه، مجازات هشتاد ضربه شلاق برای شرابخوار تعیین شد و ریشهای در قرآن ندارد. سختگیرترین خلیفه نسبت به شرابخواری عمر بود و بعضی فرزندانش را هم به همین جرم حد زده بود. در این دوره آن چیزی که موجب مجازات بود، خود شراب نوشیدن نبود بلکه با حالت مستی در جامعه حاضر شدن بود.
در دوره خلفای اموی با وجود اینکه حکم شراب از اجتناب شخصی به تحریم قطعی تبدیل شده بود اما شرابخواری باز هم گستردهتر شد و خلفای اموی نیز نوعاً شرابخوار بودند.
در دوره خلفای عباسی بادهنوشی از دوره اموی نیز بیشتر شد و دیگر به ثروتمندان و هنرمندان و شعرا محدود نمیشد بلکه بسیاری از مردان علم هم که به تدین و تقوی شهره و جملگی فقیه و محدث و متکلم بودند، دل به می دادهبودند. نقل میکنند: سرجی، از فقیهان و متکلمان بغداد، روزی با یک مسیحی در کشتی همسفر شد. مسیحی او را به غذا دعوت کرد و سرجی نیز پذیرفت. پس از غذا، مسیحی شرابش را آورد و به سرجی تعارف کرد. سرجی پرسید این چیست؟ مسیحی گفت: شرابی است که غلام من از یک یهودی خریده. سرجی چون رنگ و بوی مسحور کننده شراب را دید و دلش نیامد از آن ننوشد، برای این که بهانهای برای نوشیدن شراب بیابد گفت: ما اهل حدیث، سخن بزرگانی همچون سفیان بن عیینه و یزید بن هارون را تکذیب میکنیم چه رسد به سخن تو که یک مسیحی هستی! بهخدا قسم این شراب را نمینوشم مگر بهخاطر ضعف اسنادش. آنگاه شراب را گرفت و نوشید.
دکتر سلیمان حریتانی در فصل پنجم با استنادات تاریخی فراوان و نیز استشهاد به اشعار عربی به مثابه اسنادی تاریخی، نشان داده که میخانهها از عصر پیشااسلامی تا عصر خلافت عباسی چه اندازه زیاد شدند و خدمات خود را گسترش دادند و به لطف مراجعان مختلفی که داشتند؛ از شاعر و ادیب و ثروتمند و اشراف زاده گرفته تا فرمانده و قاضی و خلیفه، بازارشان گرم و پر رونق بود. سپس از دو میخانه باشکوه و مجللی که واثق عباسی دائر کرده بود مینویسد.
با اینکه در راهاندازی این میخانهها یهودیان و مسیحیان نسبتاً پیشگام بودند اما این واقعیت انکارشدنی نیست که بعضی مسلمانان نیز در این حرفه مشغول بودند. بهطورکلی میخانهها چندان علنی نبودند زیرا نیروهای شرطه بهخاطر حرمت شرعی این کار، درصدد کشف و تعطیلی میخانهها و ضبط اموال و مجازات صاحبانشان بودند. البته چون این یک حرفه پرسود بود، صاحبان میخانهها با دادن رشوه به متنفذان و نیروهای شرطه، امنیت خود را تضمین میکردند. حتی یکی از اطرافیان متوکل عباسی به طمع سود سرشار و تضمین شده این حرفه، یک میخانه بسیار مجلل و شیک دائر کرد که مختص ثروتمندان و فرماندهان و آقازادگان بود و هیچ یک از مردم عادی را بدان راهی نبود. حریتانی همچنین از میخانههایی مینویسد که از داخل شهرها به ییلاقات بیرون شهرها منتقل شده بودند و مردم برای حتی چند شبانه روز در آنها اقامت میکردند.
حریتانی معتقد است: این وضعیت نشاندهنده پدیدهای در آن عصر است که در اباحیگری و آزاداندیشی افراط شده بود و به هر چیز قدیمی، چه دین و چه اخلاق و چه سیاست، با دیده تحقیر نگریسته میشد.
حریتانی میافزاید: چهبسا این پدیده واکنشی بوده باشد به تابوهای فقهی جامعه و سختگیریهای مذهبی و دیگر به زندگی پرتناقض و پر نفاق خلفا و وزرا و بزرگان قوم و بعضی فقیهانی که دو زندگی کاملاً متضاد داشتند: یک زندگی دروغین در پیش روی مردم که نسبت به شعائر و مناسک دین و بزرگداشت جایگاه خلافت اهتمام کامل داشتند و زندگی دیگری برای خودشان و نزدیکانشان در کاخها و پشت پردهها که فطرت خود را رها میگذاشتند تا بنوشند و هر گناهی را مرتکب شوند.
حریتانی در فصل ششم متذکر میشود که در جامعه عربی اسلامی، بسیاری از میخانهها به دست یهودیان و مسیحیان و در مکانهایی متعلق به اینان دائر بوده است؛ نکتهای که در شعر و ادب عربی به وضوح و پربسامد بازتاب یافته است.
دکتر سلیمان حریتانی در خاتمه کوتاهی مینویسد: ما درصدد ترغیب مردم به شرابخواری و موجه جلوه دادن نوشیدن مسکرات که زندگی خانوادگی و سلامت بدنی را تهدید کرده و جرم و جنایت را میافزاید نیستیم و میپذیریم که ممکن است بسیاری از این نقلهای تاریخی آلوده به مبالغه و غرضورزی و توجیهگری باشند و چندان درست و دقیق نباشند اما در هر صورت منبعی برای شناخت آن دوره، نشانگر اوج فرسودگی اجتماعی و آینهای هستند که زندگی مسرفانه و رفاهطلبانهای را که در تضاد با آموزههای دینی و آداب و رسوم اجتماعی رایج زیسته میشده منعکس میکنند. این نقلهای تاریخی همچنین حاکی از مواضع انسانهایی است که دیگر نمیخواستند پاسبان گورستان سختگیریهای فقهی باشند و بر تابوگرایی دینی و پوسته سخت آن و دوگانگی شخصیتی پنهانش شوریده بودند. این گزارشهای تاریخی ترجمانی هستند از واقعیتهایی حاضر، ملموس و زیسته؛ از احساسات و تمایلات انسانیای که بر زبان خود مردم جاری شده و نمیتوان نادیدهشان انگاشت.