يادداشتي در مورد کتاب مقدس
از دیدگاه يهوديان سنتی، «تورات» بر فراز کوه سینا به حضرت موسى نازل شد و وی آن را چون کاتبی وفادار و دقیق مکتوب کرد و پس از آن، این متن بیهیچ کموکاست یا تغییری از نسلی به نسل دیگر انتقال یافت.
اما پژوهش های انتقادي که با اسپينوزا فيلسوف هلندي در قرن هفده ميلادي آغاز شد، اعتبار وحياني کتاب مقدس به چالش کشيده شد وصحت الهي و تاريخي آن مورد ترديد قرار گرفت. اسپينوزا که خود يک يهودي بود، براي اولين بار ادعا کرد کتاب مقدس به قلم فرد يا افرادي غير از حضرت موسي کتابت شده است.
دو تن از محققان کتاب مقدس به نام هاي "ریشار سیمون" و" ژان آستروک" در اواسط قرن هجدهم با انتشار آثاری با موضوع متن، نسخهها و تفسیرهای عهد قدیم و همچنین با اشاره به وجود منابع مختلف در نگارش اسفار خمسه، گام هاي موثري در اين زمينه برداشتند. پس از این دو، محققان دیگری که بیشتر مسیحی پروتستان بودند، در طول سدۀ 18 و 19 ميلادي با تحلیل بخش های مختلف اسفار خمسه کوشیدند تا منابع احتمالی و پارههای مرتبط و همگون آن را متمایز و مشخص کنند و دربارۀ نویسندگان قسمت های مختلف آن، و زمان نگارش آنها نظریاتی ارائه دهند.
دو تن از تأثیرگذارترین این محققان "کارل هاینریش گراف" و "یولیوس ولهاوزن" بودند. ولهاوزن در اثر جامع خود با عنوان "مقدمه بر تاریخ اسرائیل" با بهرهگیری از آثار اندیشمندان پیشین، ضمن بیان دیدگاه خاص خود دربارۀ تاریخ بنیاسرائیل، با به کارگیری دو شیوۀ نقد تاریخی و نقد ادبی، 4 منبع فرضی را در متن اسفار خمسه درنظر گرفت و بنابر استدلال ها و دیدگاه های تاریخی خود، زمان تقریبی نگارش آنها را پيش بيني کرد.
حاصل تحقیقات ولهاوزن، در نظریهای گرد آمد که بعدها به «نظریۀ گراف ـ ولهاوزن» یا «نظریۀ چهار متنی» شهرت یافت.
بر اساس اين نظريه، در طول زمان هاي متمادي نویسندگان متعدد با استفاده از سنت های شفاهی و منابع و متون مختلف، آنها را نوشته، و تدوین کردهاند. در بررسی این قسمت های مختلف، کتاب مقدس به 4 بخش تفکيک شده است که عبارتند از:
1. منابع يهوه اي (J) که در
آن تنها نام "یهوه" برای اشاره به خداوند به کار رفته، و خدا با حالتی
انسانانگارانه در آن وصف شده است. به نظر ولهاوزن و پژوهشگران پس از او، این متن ها
در پادشاهی یهودیه، و در اواخر سدۀ 9قم نوشته شدهاند.
2. منابع الوهيمي (E) که در آن خداوند همهجا با نام الوهیم خوانده شده است. این متن
در بیان رابطۀ خداوند با انسان به شدت از توصیفات انسانانگارانه پرهیز میکند. پژوهشگران
بر آن باورند که این متن ها در پادشاهی شمالی، و در میانۀ سدۀ 8 قم نوشته شدهاند.
3. منابع پريستوي (P) که شامل سفر تثنیه و برخی بخش های دیگر است و با تأکید بر شریعت،
میثاق خداوند با بنیاسرائیل و اطاعت آنان از فرمان های الهی، از متون دیگر متمایز
میگردد. به باور پژوهشگران، این متن مربوط به سدۀ 7قم است و از نظر تاریخی با
اصلاحات یوشیا مرتبط است.
4. منابع ديوترنوي (D) که با تأکید آن بر شجرهنامهها، توصيف دقیق آیین ها و ارائۀ
ترتیب زمانی دقیق وقایع، همراه با گرایش اعتقادی خاص آن از دیگر متن ها متمایز
است. پژوهشگران اعتقاد دارند که این بخش توسط روحانیان در دورۀ پس از تبعید بابلی نگاشته
شده است.
نظریۀ گراف ـ ولهاوزن در مجامع علمی آن روز با انتقادات زيادي روبهرو شد و در بازنگری و بررسی های پژوهشگران بعدی (برخی از آنها بیشتر بـر شیوۀ نقد تاریخی تأکید داشتند و بـرخی دیگر بیشتر نقد ادبـی را بـه کـار میگرفتند) دستخوش تغییرات و اصلاحاتی شد و با کشفیات جدید باستانشناسی و یافتههای انسانشناسی و جامعهشناسی تحولات عمدهای یافت.