جان رالز فیلسوف آمریکایی معاصر و مشهور به دلیل صورتبندی یک نظریهٔ عدالت بود.
وی از چهرههای بهنام فلسفه سياسي و فلسفه اخلاق در سدهٔ بیستم بود. اثر مشهور وی نظریهٔ عدالت یا نظریهای در باب عدالت هماکنون بهعنوان یکی از منابع کلاسیک فلسفه سياسي تلقی میشود.
رالز در نظریهٔ عدالت مینوسيد: «عدالت اولین فضیلت برای نهاد اجتماعی است، همچنان که حقیقت برای نظام تفکر».
عدالت از نظر رالز مقدم بر خوشبختی است. خوشی و کامیابی آنگاه بهعنوان یک ارزش مثبت تلقی میشود که عادلانه بودن آن محرز باشد. عدالت چارچوبی است که افراد مختلف در آن فرصت پیگرفتن آمال و ارزشهای مورد نظر خود را پیدا میکنند.
دو اصل نظریهٔ بازبینیشدهٔ عدالت رالز بدین قرار است:
الف) هر شخصی نسبت به طرحی کاملاً کافی از آزادیهای اساسی برابر که با طرح مشابهی از آزادیها برای همگان همساز باشد، حق لغو ناشدنی یکسان دارد؛
ب) نابرابریهای اجتماعی و اقتصادی به دو شرط قابل قبول هستند: ۱) باید مختص به مناصب و مقامهایی باشند که تحت شرایط برابری منصفانهٔ فرصتها باب آنها به روی همگان گشودهاست. ۲) این نابرابریها بابد بیشترین سود را برای محرومترین اعضای جامعه داشته باشند (اصل تفاوت).
رالز عدالت را تبلور انصاف میداند و میگوید در وضع نخستین، که تا حدی مشابه مفهوم وضع طبیعی است، آدمیان میخواهند جامعهٔ مدنی تشکیل دهند و بهناچار روی اصولی معقول و منصفانه توافق میکنند. نقشی که این اصول در تفکیک حقوق، تکلیفها و تقسیم مزایای اجتماعی برعهده میگیرد همان است که مفهوم عدالت نامیده میشود.